1- ذهن ثروتمند میگه که با ثروتمند شدن به خدا نزدیک تر میشم و نزد خدا محبوب تر میشم چون به رشد جهان کمک می کنم و به بهشت میرم و ذهن فقیر میگه که ثروتمندی یعنی شیطان و جهنم
راستی آزمایی : بقول قرآن خداوند وعده فزونی و آمرزش می دهد و شیطان وعده فقر و بی چیزی می دهد
2- ذهن ثروتمند عوامل بیرونی رو عامل ثروتمندی نمیدونه و میگه که این منم که خالق زندگی خودم هستم و مسئولیت زندگی خودم رو میپذیرم و ذهن فقیر عوامل بیرونی مثل قانون کشور، رییس جمهور، کشور محل اقامت، قوه قضاییه، جنسیت، ارث، سرمایه، سن و تحصیلات دانشگاهی و بی نهایت چیزای دیگه رو عامل موفقیت و ثروتمندی و فقر میدونه
3- ذهن فقیر تحصیلات دانشگاهی رو عامل ثروتمندی میدونه در صورتی که ذهن ثروتمند تحصیلات دانشگاهی رو عاملی برای ثروتمندی نمیدونه و این به این معنی است که تحصیلات دانشگاهی عاملی برای ثروتمندی نیست
راستی آزمایی :آنقدر دکتری بیکار داریم و چقدر دکتری داریم که ثروتمند هستند و چقدر افراد بیسواد داریم که بدبخت بیچاره هستن و چقدر افراد بیسواد داریم که مولتی میلیونر دلاری هستن
4-ذهن فقیر ارث رو عامل ثروتمندی میدونه ولی ذهن ثروتمند ارث رو عاملی برای ثروتمندی نمیدونه
راستی آزمایی: چقدر آدم هست که ارث بردن ولی ثروتمند نشدن و چقدر آدم هست که ارث بردن و ثروتمند شدن و چقدر آدم هست که ارث نبردن و مولتی میلیونر دلاری شدن پس ارث عاملی برای ثروتمندی نیست
5- ذهن فقیر به این باور داره که عوامل بیرونی تاثیر گذاره و ذهن ثروتمند به این باور داره که عوامل بیرونی هیچ تاثیری روی زندگیش نداره و هدایت میشه به ثروت پایداری که به زیبایی و اسانی وارد زندگیش میشه
6-ذهن فقیر تمام فکر و ذکرش اینه که لاتاری یا قرعه کشی برنده بشه ولی ذهن ثروتمند میگه من یا لیاقت دارم و فلان چیز رو بدست میارم یا لایقش نیستم و تلاش می کنم و لیاقت داشتن فلان چیز رو بدست میارم و در نهایت بدستش میارم
7-ذهن فقیر فکر میکنه دلیل داشتن موفقیت رو پدر و مادر اگاه، موفق، تحصیلکرده و پولدار میدونه ولی ذهن ثروتمند میگه من خودم خالق زندگی خودم هستم و من خودم زندگیم رو خلق می کنم
8- ذهن فقیر فکر میکنه که وضعیت روحی و عاطفی پدر و مادر خیلی تاثیر داره روی موفقیت و ثروتمندیش ولی ذهن ثروتمند فقط تمرکزش روی خودشه
9- ذهن فقیر فکر میکنه محل زندگی و تولدش باعث ثروتمندی و فقرش هست ولی ذهن ثروتمند میگه فارغ از اینکه من کجا زندگی می کنم و کجا متولد شدم هر روز خداوند منو هدایت می کنه به جای بهتر
10- ذهن فقیر فکر میکنه باید بره فلان جا تا شاید بتونه ثروتمند بشه ولی ذهن ثروتمند میگه من همین جایی که هستم ا گک ر باور های مناسبی داشته باشم همینجا رشد می کنم
11-ذهن فقیر فکر میکنه که در زمانهای گذشته خیلی بهتر بوده برای موفقیت های مالی یعنی قبلنا بهتر بود، رقابت کمتر بود، شرایط اینجوریه، الان رکوده الان تورمه یا اگر فلان رییس جمهور بره و فلانی بیاد و …ولی ذهن ثروتمند میگه که بهترین زمان برای حرکت همین لحظس، همین زمانه، همین مکانه و هر چه زمان داره میگذره داره شرایط ثروتمندی داره اسونتر و اسونتر میشه و تعدادتفریحات لوکس، ماشین های لوکس، خونه های لوکس و میلیونر های دلاری و هر روز تعداذمیلیونر های دلاری داره بیشتر و بیشتر میشه
12-تا وقتی که باور های ذهن فقیر رو در ذهنمون پرورش بدیم به ثروت ها هدایت نمی شویم و خداوند ما رو به فقر بیشتر هدایت می کنه و وقتی باور های ذهن ثروتمند رو پرورش بدیم به زیبایی و آسانی خداوند ما رو هدایت می کنه به شرایط، آدم ها، موقعیت های ثروت ساز و کل نمد هوالا و هوالا یعنی ما به همه کمک می کنیم چه فقر چه ثروت
13- ذهن فقیر باور های محدود کننده و نا مناسبی رو داره و نمیتونه کنترل ذهن کنه یا اگر بتونه در شرایط بسیار سختی قرار داره و نگاهش به دستان دیگرانه و ذهن ثروتمند باور های قدرتمند کننده و مناسبی رو داره و توانایی کنترل ذهن قوی داره و تمام توکلش به خداست و نگاهش به دستان خداست و هدایت های خداست و
14- ذهن فقیر در نهایت به جهنم میره و ذهن ثروتمند در نهایت به بهشت میره و در قران هم ذکر شده که قلیلی به بهشت میرن و عده کثیری هستن که از مسیر دارن گمراه بشن
15- ذهن فقیر اجازه میده که همکاران، دوستان، پدر و مادر و اخبار و رسانه ها و شبکه های اجتماعی ذهنشون رو کنترل کنن و سریعا به عوامل بیرونی واکنش نشون میدم و ذهن ثروتمند توانایی کنترل ذهن خودش رو داره و طبق قانون وقتی داره روی خودش کار میکنه خداوند اون رو هدایت میکنه به موقعیتها، شرایط، آدم های بهتر
16- ذهن فقیر نگاه میکنه به اکثریت جامعه و وقتی اکثریت جامعه به یک سمتی میرن، ذهن فقیر اون ها رو دنبال میکنه و ذهن ثروتمند نگاه به اکثریت جامعه میکنه و وقتی میبینه مثلاً دارم میرم جنوب، ذهن ثروتمند خلاف اونها به شمال میره و این یکی از معیار های درست است که هر مسیری که اکثریت جامعه میرن مسیر اشتباهه
17-ذهن فقیر به خدا اعتماد ندعره و به اطرافیان و کسان دیگه اعتماد داره و به بی عرضگی خودش اذعان داره و به توانایی هایش اعتماد ندارم و ذهن ثروتمند به خدای خودش اعتماد کامل داره و به توانمندیهاش به قدرتش و به اینکه فرد با عرضه ای هست اعتماد داره
18- ذهن فقیر میگه که من پول رو بدم به دست کسی تا باهاش کار کنه برام و ذهن ثروتمند میگه که من خودم با پولم کار میکنم وخداوند منو هدایت میکنه
19- ذهن فقیر تا یه پولی داشته باشه میره یه خونه میخره و یک ماشین و باقی پولش رو میذاره توی بانک سودش رو بگیره و ذهن ثروتمندمیره دنبال سرمایه گذاری روی خودش و پولسازی
20- ذهن فقیر تا یک چیزی بهش بگی میگه که خوب چرا پدرم و دیگران و جدو ابادم دارن همین کار رو میکنن و همه دارن اشتباه میکنن و تو داری درست میگی و ذهن ثروتمند تا یک چیزی بهش بگی میره بررسی میکنه و چک میکنه و در قران مثالش هم هست میگه تا یک چیزی بگیم میگن پدرانمان هم چنین میکردن
21- مسیر ذهن فقیر مسیر بیابانی با یک گاری داغون و چرخ زنگ زده و اب و هوای نامناسب و سر بالایی با پر از سنگلاخ و با پای برهنه است و این مسیر شیطان و غیر توحیدی و ناراحتی و سختیه و مسیر ذهن ثروتمند مسیر زیبا و جنگلی و خوش اب و هوا که با کفش کتونی سبک و مناسب و لباس زیبای عالی طی میشه و این مسیر توحیدی و مناسب و شاد و لذت بخشیه
22- ذهن فقیر دنبال قانع کردن دیگرانه و ذهن ثروتمند لبخندی میزنه و میشنوه و عبور میکنه و سعی در قانع کردن دیگران نداره
23- ذهن فقیر باور به چشم زخم داره ولی رهن ثروتمند باور به وحدانیت خداوند و قدرت برتر رو خدا میدونه
24- ذهن فقیر فکر میکنه نون تو فلان کسب و کاره و ذهن ثروتمند میگه که من تو هر مسیری که قدم بردارم خداوند منو هدایت و حمایت می کنه
25- ذهن فقیر باورش به شانسه و ذهن ثروتمند باورش به قوانین بدون تغییر خداونده
26- ذهن فقیر اعتماد به نفس و عزت نفس نداره و ذهن ثروتمند اعتماد به نفس و عزت نفس داره
27- ذهن فقیر تفکری همانند تفکر اکثریت جانعه داره و ذهن ثروتمند تفکری خلاف اکثریت جامعه و موافق بر اقلیت جامعه داره و نگاهش نگاه نوح، ابراهیم، موسی، عیسی و محمده
28- ذهن فقیر باور داره که باید منتظر بمونه تا شرایط دلخواهش ایجاد بشه و همیشه منتظر زمان و مکان مناسب هستن و منتظر این هستن که تمام مولفه ها با هم اماده بشن و این شرکه و بی ایمانیه ولی ذهن ثروتمند. به این باور داره که همین الان لحظه حرکته و این ایمانه و میگه که تو پای در راه بنه و هیچ مپرس خود راه بگویدت چون باید کرد کاری که ننوح، ابراهیم، موسی، عیسی و محمد انجام دادن
29-ذهن فقیر منتظره که خداوند قدم اول رو برداره ولی ذهن ثروتمند میگه که من قدم برمیدارم و خداوند قدم های بعدی رو به من الهام میکنه و منو هدایت میکنه
30- ذهن فقیر به دنبال کپی کردن از دیگرانه و ذهن ثروتمند دنبال میکنه ایده های الهامیش رو
31- ذهن فقیر بدلیل طمعی که داره به راحتی به دام ترفند پونزی می افته و از دیگران پول قرض میگیره و سرمایه گذاری می کنه تو پونزی و اخرش پولاش رو از دست میده و ذهن ثروتمند این رو میدونه که باید روی خودش و خدای خودش حساب باز کنه نه روی دیگران و موفق میشه
32- ذهن فقیر تا یه پولی دستش بیاد میخواد روی بورس سرمایه گذاری کنه ولی ذهن ثروتمند همون پول رو روی کاری که عشق و علاقشه سرمایه گذاری میکنه
33- ذهن فقیر به دلیل باور های نامناسبشون به سمت کاری که عشق و علاقشونه هدایت نمیشن ولی ذهن ثروتمند بدلیل داشتن باورهای مناسبش هدایت میشه به سرمایه گذاری روی کاری که عشق و علاقشونه
34-ذهن فقیر دنبال اضافه کردن صفر های بانکیه ولی ذهن ثروتمند به دنبال لذت بردن و خلق کردن ثروته و کار کردن با مسافرت با ثروت و پولش یکیه
35- ذهن فقیر بدلیل داشتن باور های نادرست همون ثروتی رو هم که داره یواش یواش از دست میده ولی ذهن ثروتمند بدلیل داشتن باورهای درست ثروت هاش روز به روزافزایش پیدا می کنه
36- ذهن فقیر بدلیل داشتن باور های نادرست روز به روز پسرفت میکنه ولی ذهن ثروتمند بدلیل داشتن باورهای درست روزیه روز پیشرفت می کنه
37- ذهن فقیر بدلیل داشتن باور های نادرست همون پولی رو هم که بدست بیاره یه اتفاقی می افته و سریع از دستش میده ولی ذهن ثروتمند بدلیل داشتن باورهای درست پولی هم که بدستش بیاد خداوند بهش برکت میده و هفتاد برابرش میکنه
38- ذهن فقیر بدلیل داشتن باور های نادرست اگر یک ملکی هم گیرش بیاد اتفاقی میفته و براحتی از دستش میده ولی ذهن ثروتمند بدلیل داشتن باورهای درست اگر ملکی هم گیرش بیاد طوری خداوندبه اون ملک برکت میده که قیمتش چندین برابر میشه
39-ذهن فقیر تمام سرمایه اش رو میره توی بورس و جاهای دیگه سرمایه گذاری میکنه و ذهن ثروتمند تمام سرمایه اش رو میبره توی کاری که عشق و علاقشه توشه و سرمایه گذاری میکنه
40- ذهن فقیر استعداد رو عاملی برای ثروتمندی میدونه ولی ذهن ثروتمند استعداد رو عاملی برای ثروتمندی نمیدونه
41- ذهن فقیر خودش رو مدام با دیگران مقایسه میکنه ولی ذهن ثروتمنددفقط خودش رو با خود قدرتمند دیروزش مقایسه میکنه که ایا قدرتمند تر شده و چکار کنه که قدرتمند تر بشه
42- ذهن فقیر مدام دنبال پول و ثروت و سلامتی میدوه ولی ذهن ثروتمند پول و ثروت و سلامتی بدنبالش میدوه
43- ذهن فقیر روی دیگران سرمایه گذاری میکنه و ذهن سروتمند روی خودش و مهارتهاش سرمایه گذاری میکنه
44- ذهن فقیر روی خودش و فکر خودش و فکر دیگران حساب میکنه و ذهن ثروتمند روی خدا حساب باز میکنه
45-ذهن فقیر فکر میکنه که هیچ چالشی نباشه و هیچ کاری نکنن و فقط بخورن و بخوابن ولی ذهن ثروتمند سرش درد میکنه برای چالش که با حل کردن چالش ها رشد کنه و از اون چالش ها سکو بسازه تا رشد کنه و با حل کردن چالش ها کلی چیز یاد بگیره
46- ذهن فقیر فکر میکنه که زندگی خوب زندگی بدون چالش و مسئله هست و ذهن ثروتمند دیوانه حل چالش و حل مسئله است
47-ذهن فقیر با برخورد به مسائل میگه من نابود میشم و ذهن ثروتمند میگه رشد می کنم
48- ذهن فقیر میگه که با هر مسئله ای من نابود میشم ولی ذهن ثروتمند میگه روش برخورد من با مسائل و چالش ها نشون میده که اون مسئله و چالش به نفع یا ضرر منه
49-ذهن فقیر مدام توجهش روی کمبود و ناخواسته هاست و مدام در موردشون صحبت میکنه و ذهن ثروتمند مدام توجهش روی فراوانی و خواسته ها و ثروت هاست و مدام در مورد اونها صحبت می کنه
50- ذهن فقیر میگه که چه گناهی کردم این بلا سرم اومده و ذهن ثروتمند میگه چه فرصتی خداوند داده تا من پیشرفت کنم
52- ذهن فقیر وقتی با یک مشکل بر میخوره میگه من چقدر بدبختم و ذهن ثروتمند میگه که چطوری میتونم از این مشکل استفاده کنم و رشد و پیشرفت کنم
53- ذهن فقیر میگه که روزی که هیچی نباشه و هیچ مسئله و چالشی نداره و ذهن ثروتمند میگه که من هر روز باید یک چیز جدید یاد بگیرم
54- ذهن فقیر توجهش به روی ناخواسته و ذهن ثروتمند توجهش کاملا روی خواستشه
55-ذهن فقیر فکر میکنه ثروتمند شدن در خانواده فقیر بسیار سخت تر از فردی است که در خانواده ثروتمنده ولی ذهن ثروتمند میگه من فارغ از اینکه در چه خانواده ای باشم ثروتمند میشم و ثروتمند شدن فردی که در خانواده فقیر بزرگ شده خیلی اسونتره چون پتانسیل بیشتری داره
56- ذهن فقیر تصمیماتش و افکارش هم باعث میشه هر روز فقیر تر از دیروز بشه و همونی هم که داره از دست بده و ذهن ثروتمند تصمیماتش و افکارش هم باعث میشه که هر روز ثروتمند تر از دیروز بشه و به ثروتش افزوده بشه بقول قران شکر نعمت، نعمتت افزون کند
57- ذهن فقیر به باور کمبود اعتقاد داره و به کمبود ها هدایت میشه و ذهن ثروتمند به باور فراوانی اعتقاد داره و به فراوانی ها هدایت میشه
58-ذهن فقیر رفته تو غار و نمیتونه از باران رحمت و ثروت اهی استفاده کنه و اگر هم بیرون از غار باشه با یک قاشق وایساده و داره اب باران که همون نعمت و ثروته جمع میکنه حالا میخواد زیر ابشار نیاگارا باشه یا زیر بارون باشه و ذهن ثروتمند بیرون غاره و داره از فراپانی رحمت ، نعمت و ثروت خداوند استفاده می کنه و هر روز سعی میکنه ظرفش رو بزرگ تر کنه
59-ذهن فقیر مهم نیست که چقدر پول ، ثروت، ملک و املاک و ماشین داره در نهایت در فقر و بدبختی میمیره و ذهن ثروتمند هم مهم نیست که چقدر پول ، ثروت، ملک و املاک و ماشین داره در نهایت در ثروتمندی میمیره
60- ذهن فقیر پولی رو هم که داره انقدر نگهش میداره تا بگنده ولی ذهن ثروتمند بخشی از ثروتش رو روی خودش و بیزنسش سرمایه گذاری میکنه و ثروت رو به جریان میندازه
61- ذهن فقیر مدام نگران اینده هستش و ذهن ثروتمند خرج میکنه و میدونه که در اینده هم پول و ثروت میاد
62-ذهن فقیر میترسه که ظرف ثروتی بزرگتری داشته باشه چون میترسه که در حق دیگری نامردی کنه و ظلم کرده باشه ولی ذهن ثروتمند تمرکزش روی خودش و بزرگی، عمق،ارتفاع، عرض و طول و در نهایت بزرگی ظرفشه
63- ذهن فقیر میترسه که ظرف بزرگتری داشته باشن چون دلشون برای دیگران میسوزه و بقول قران جاهل هستن و لی ذهن ثروتمند میگه
64- ذهن فقیر میترسه که ظرف بزرگتری داشته باشن چون میترسن به جهنم برن و به بهشت نرن ولی ذهن ثروتمند میگه
65- ذهن فقیر میترسه که ظرف بزرگتری داشته باشن چون اگاهانه پسش میزنن چون فکر میکنن که نگهداریش دردسره ولی ذهن ثروتمند میگه
66- ذهن فقیر اگاهانه و نا اگاهانه خودش رو از نعمات محروم میکنه بخاطر دیگران ولی رهن ثروتمند میگه اول باقی بعدا باقی و خودش رو لایق نعمات و ثروتها میدونه
67-ذهن فقیر میگه اون که خونه بزرگ داره هر که بامش بیشتر برفش بیشتر ولی ذهن ثروتمند میگه که خونه بزرگ میگیرم به همراه مستخدم نظافت چی آشپز ماساژور مربی تنیس و …
68-ذهن فقیر میگه که من شرکت بزرگ داشته باشم اگر ضرر کنم اگر همین سرمایه ای از دستم بره اگر سود نکنم و حالا چه کسی رو استخدام کنم و چطوری مدیریت کنم ولی ذهن ثروتمند میگه که مدیر استخدام می کنم بازاریاب استخدام میکنم مدیر مالی استخدام می کنم و افراد باهوش و توانمند و قدرتمند و پر توان میرسم به سوی پیشرفت و رشد و گسترش
69-ذهن فقیر میگه من اگر پول داشته باشم مثل صندوق صدقات میشم و همه میخوام از من پول قرض کنم ولی ذهن ثروتمند میگه من آنقدر ثروتمند هستم که هر وقت بخوام از مازاد سرمایه ام هم به افراد نیازمند می بخشمت و اتفاق می کنم
70- ذهن فقیر تمرکزش بجای خودش روی دیگرانی که چطور دارن پول میسازن و ذهن ثروتمند ١٠٠ درصد توجهش روی خودشه
71-ذهن فقیر فکر میکنه که اصلا ثروتی وجود نداره و خودش رو اماده دریافت نعمت نمی کنه و ذهن ثروتمند میدونه خداوند هدایتش می کنه به سمت ثروت ها و خودش رو اماده دریافت نعمت می کنه
72- ذهن فقیر یک ظرف اب تو دستشونه و مدام زیر بارون از این ور میپرن میرن اونور میگن نه اونور بیشتر بارون میاد یعنی از این شاخه به اون شاخه میپرن و مثلا یک کاری رو تو یک شغل شروع میکنن و مدام شغلشون رو عوض می کنن و ذهن ثروتمند یک شغل رو شروع میکنن و سرجاشون میمونن و رشد میکنن و پیشرفت میکنن
73- ذهن فقیر به دنبال شغلیه که فقط پول توش باشه, نون توش باشه و ذهن ثروتمندمیره دنبال عشق و علاقش و توش رشد میکنه و پیشرفت می کنه و پول به خودی خودش از بی نهایت طریق ممکن به کسب و کار و زندگیش وارد میشه و ثروتمند میشه
74-ذهن فقیر انگیزش فقط بدست اوردن پوله و اونم معلوم نیست که بدست بیاره یا نیاره اما ذهن ثروتمند انگیزش خلق کردن کسب و کار و رشد و گسترششه و نتیجه اش ثروتمندیه
75-ذهن فقیر احساس بی عرضگی و ناتوانی داره و ذهن ثروتمند احساس توانمندی و خلق کردن داره
76-ذهن فقیر مدام به این فکر میکنه که پولش رو کجا بذاره که بتونه بیشتر سود کنه و ذهن ثروتمند دنبال عشق و علاقشه میگه چطور لذت ببرم، چطور خلق کنم، چطور هر روز چیز جدیدی یاد بگیرم
77-ذهن فقیر هدفش زنده موندنه ولی ذهن ثروتمند هدفش لذت بردن از زندگیه، تجربه زندگیه، هدفش خلق کردنه در این فرصت کوتاهی که بهش داده شده
78- ذهن فقیر فکر میکنه تمام باران های ثروت، نعمت و رحمت ممکن تا کنون باریده است یعنی خیلیا از نزدیکان دوستان رسانه ها میگن که یک فرصت هایی در گذشته بوده و فرصتها گذشته و رفته و همه چیز تمام شده یا مثلا بابای من میگفت قبلنا یک سنگی تو دست میگرفتی پرت میکردی به همون اندازه بهت زمین میدادن و فرصت ها تمام شده و این یکی از خطرناک ترین باور های محدود کننده است که خیلی باید مراقبش ولی رهن ثروتمند میگه که ما در جهانی زندگی می کنیم که نامحدوده و جهان فراوانیه و از همه چیز بصورت نامحدود وجود داره
79- ذهن فقیر فکر میکنه که شانس یکباردر خونه رو میزنه درصورتی که ذهن ثروتمند به شانس اعتقادی نداره و به قوانین بدون تغییر خداوند و به باور فراوانی و به این جهان نامحدود و فرصت های نامحدود در تمام زمینه ها باور داره
80-ذهن فقیر فکر می کنه که همه با پارتی میتونن رشد کنم و ذهن ثروتمند به پارتی کلا اعتقادی نداره و هدایت های خداوند رو دنبال می کنه
81- ذهن فقیر فکر می کنهبرای ثروتمند شدن باید سرمایه داشته باشه، ارثیه، یا وام ، یا کمک مالی خانواده و این بسیار باور مخربیه ذهن ثروتمند میگه من حرکت می منم و ارام ارام رشد می کنم و سیر تکاملم رو پیش میرم
82- ذهن فقیر به دنبال شواف کردنه و ذهن ثروتمند نیازی به شواف نداره و نتایجش نشون میده
83- ذهن فقیر همش فکرش دنبال حرف مردمه و ذهن ثروتمند اصلا توجهی به حرف دیگران نداره و تمام توجه و تمرکزش روی خودش و هدفشه
84- ذهن فقیر مدام میگه فلانی به فلان جا رسیده پس من چی و ذهن ثروتمند اصلا کاری به دیگران نداره و توجهش کاملا روی خودشه
85-ذهن فقیر باور های شرک الود داره و ذهن ثروتمند باورهای توحیدی داره
86- ذهن فقیر فکر میکنه که برای موفقیت نباید اشتباه کرد یا اگر من اشتباه بکنم چه اتفاق بدی می افته؟ و خیلی بده که اشتباه کنیم و هیچ کاری نکنیم خیلی بهتر از اینه که اشتباه کنیم و ذهن ثروتمند میگه که من حرکت می کنم و در مسیر حرکت ممکنه یکسری تصمیمات نادرست هم باشه ولی جواب درست و راه حل تو دل همون حرکت هست و ادم اگر اشتباهی هم بکنه از اشتباهاتش درس میگیره و پیشرفت می کنه
87- ذهن فقیر نمی خواد هیچ چالشی حل کنه ولی ذهن ثروتمند سرش درد میکنه برای چالش و ترسی از اشتباه کردن نداره و میگه من باید درس یاد بگیرم و مسائل رو حل کنم و رشد و پیشرفت کنم و من حرکت می کنم و اگر جایی هم اشتباه کردم درس میگیرم
88-ذهن فقیر بارش اینه که پول ساختن و ثروتمند شدن کار بسیار سخته و باید خیلی سختی و زجر بکشه تا پول بسازه و بدست اوردن و خلق پول مترادفه با زجر کشیدنه
89- ذهن فقیر باورش اینه که اونهایی که پولدارن حتما دزدی کردن و حتما وصل بودن به سیستم و حتما از راه نامناسبی پولدار و ثروتمند شدن و پول ساختن کار سختیه و ظاهرا اینا سختی خاصی هم نکشیدن
90-ذهن فقیر خودش و توانایی هاش رو باور نداره و احساس میکنه که من تخصصی ندارم و عرضه ای ندارم و اگر تخصصی هم دارم خیلی اون تخصص رو دارن و تخصص من تخصص ارزشمندی نیست و این از اونجا میاد که دیدش محدود به هم صنف های خودشه و نگاهش به کلیت جامعه و جهان نیست
91-ذهن فقیر فکر میکنه توانایی هاش ارزشی نداره و چیزی برای عرضه کردن نداره و این بخاطر کمبود اعتماد به نفسه
92-ذهن فقیر همیشه وقتی نگاه به فرد ثروتمندمی کنه میگه که این فکر تو سرش هست که این فرد به یک دلیل خاص یک استعداد خاص یک موهبت خاص یا یک ویژگی خاص داشته که تونسته ثروتمند بشه و به دنبال تبرئه کردن خودش که به ثروت نرسیده و به دنبال بهانه ای است که با توجه به اسن شرایط کشور شهر و خانواده شرایط سیاسی مملکت و بی نهایت بهانه دیگه حق داشتم که فقیر شدم و نمیشده و راهی نبود و اگر کسی ثروتمند شده یا کلاهبرداری کرده یا شرایط یا استعداد یا خاصی بود و ذهن فقیر دنبال بهانه ای هست که ثابت کنه که جای درستی هستم اگر فقیر هستم
93-ذهن فقیر به دنبال تبرئه خودشه و ذهن کلا به جای حل مسئله به دنبال تبرئه خودشه و میگه به این دلیل نمیشه بنابراین اگر من فقیرم و من بدبختم من ترسو هستم و ذلیلم و مورد ظلم قرار گرفتم و بقول قران اگر من مستضعف هستم چون راه دیگه ای نبوده و تمام تلاشم رو کردم و این جبر زمانه و جبر روزگار بوده و همون حرفی که بنی اسراییل می زد
94-ذهن فقیر میگه اگر تو اینجوری هستی و فقیر هستی حق داری که فقیر هستی و ذهن ثروتمندمیگه اصلا اینطور نیست و من باید بتوانم زندگی دلخواه خودم رو رقم بزنم واگر باور هام و نگاهم رو عوض کنم میبینم که هیچ عامل خاصی نمی تونه جلوی منو بگیره
95-ذهن فقیر فکر میکنه که اگر من ثروتمند بشم همه دوستان و فامیل میخوان از من پول قرض کنن و میشم صندوق صدقات بقیه و این مقاومت ذهنی ایجاد میکنه و اگر نداشته باشم کسی از من توقع نداره